وقتی که من یک مادر جوانتر بودم؛ برای پیگیری همه چیز از سازمان دهی ها تا کارهای تکراری روزمره؛ لیست ها و روش هایی درست میکردم. من انواع دفترچه های یادداشت، فایل ها و انواع سیستم هایی که دارای کد های رنگی پیچیده بود و همینطور دستگاه های پیگیری کار داشتم. اما مشکل اینجا بود که هنگامی که همه ی سیستم ها را راه اندازی کردم، برای استفاده از آنها به طرز ناراحت کننده ای شکست خوردم. چراکه خانه داری را به چیزی بسیار پیچیده تر از آنچه که بود تبدیل کرده بودم!
احساسم درست مثل این بود که کارهایم عقب افتاده است و خانه ام در آستانه ی هرج و مرج به نظر می‌رسید.
من همیشه برای داشتن زندگی بهتر، همه ی چیزهایی را که می‌خواهم یا نمی‌خواهم در زندگیم به کار ببرم را بررسی و ارزیابی می‌کنم .
من می خواهم که یک خانه ی زیبا، دکوراسیونی جذاب و منظم داشته باشم. اما چیزهای دیگری هم در زندگی برایم اهمیت دارند. درعین این که دوست دارم خانه ام نظم و انضباط داشته باشد، باید آزاد باشم تا روابطم را پرورش دهم و از زندگی لذت ببرم. نمی‌خواهم که مثل یک برده گرفتار کارهای روزمره خانه داری باشم.

پس چگونه باید بین این خواسته هایم، تعادل ایجاد کنم؟

اکنون پاسخ به این سوال برایم ساده است.
درطی سالیان متعدد متوجه شدم که می‌توانم بر روی چهار رویکرد پایه ی خانه داری که در حل مشکلات به من کمک میکند، کارکنم و به آنها چسبیده ام و آنها را به کار می برم. البته می توانم موارد دیگری را هم اضافه کنم، اما این چهار مورد آزمایشات خود را پس داده و کاملا اساسی و محکم هستند.
برخی از آنها ایده هایی بودند که از کتاب هایی که به عنوان یک تازه عروس جوان مطالعه می کردم، فرا گرفتم و بسیاری از آنها را بر اساس تجربه شخصی خودم از کار ها بدست آوردم.
درنهایت با تقسیم بندی و انجام ایده هایی که برای من نتیجه داشت، احساس کردم که به جای اینکه خانه ام کل وقتم را بگیرد، می توانم زندگی ام را مدیریت کنم.
1- کارهای معمول صبحگاهی: من متوجه شدم که در بهترین حالت هر روز صبح یک سری کارهای معمول برای انجام دادن دارم که شامل: کمی زمان تفکر و ریلکس کردن، مرتب کردن تخت، دوش گرفتن (البته که باید پس از حمام، حوله ام را آویزان کنم) یک آرایش ساده و لباس پوشیدن که در نهایت به پوشیدن کفش هایم ختم می شود، می‌باشند.
همیشه زمانی که لباس می پوشم،لباس شویی را هم روشن می کنم. می دانم که اگر با این چند کار ساده روزم را شروع کنم، آنگاه برای هر چیزی آماده هستم و احساس قدرتمندی در مقابله با روزم خواهم داشت.
راستی شما صبح‌ها چه کارهایی می‌کنید؟ خوشحال می‌شوم در بخش نظرات کارهایی که هر روز صبح انجام میدهید را بنویسید.

2- سینک های تمیز: زمانی که دغدغه خانه داری زیادی داشتم، پسرم متولد شد. من باید از او و دو دخترم که در کلاس دوم درس می‌خواندند، مراقبت می کردم و در طول روز مراقبت از برادرزاده ام که پنج هفته از پسرم بزرگتر بود، نیز به عهده ام بود. همه این ها با هم و کار پاره وقت هم در کنارشان قرار می گرفت! با چهار بچه وب ه عهده گرفتن کارهای خانه ی کوچکم، من فورا از کنترل آنچه که فراتر از توان من بود، نا امید شدم. در آن زمان با یک شرکت خدماتی برای انجام انجام کارهای منزل تماس گرفتم. آنها به من توصیه کردند که: همیشه سینک های تمیز و درخشان داشته باش! گوش کردم. جالب آن بود که این نصیحتی بود که مادرم به عنوان یک دختر جوان به من آموخت.
من این اصل را درآشپزخانه و حمامم اجرا می کنم. چرا که تلاش برای داشتن همیشگی سینکی تمیز، من را از جمع شدن ظرف در آشپزخانه و مو و کثیفی حال بهم زن، هر موقع که از حمام می گذرم، نجات می دهد.
3- نظافت هیجانی: از ابتدای ازدواجمان، من و شوهرم از چیزی به اسم نظافت هیجانی استفاده می کنیم که خانه ی ما را هر روز تمیز تحویل می‌دهد. این تمیز کردن هیجانی حداقل ده دقیقه و حداکثر یک ساعت طول می کشد. اما همه در آن شرکت می کنند که شامل بچه ها هم می‌شود. ما درحالی که می دویم؛ همه چیز را جمع می کنیم و سرجاشایشان قرار می دهیم و به طور کلی همه چیز را مرتب می کنیم.
بعضی مواقع روی یک اتاق تمرکز می کنیم یا که گاهی برنامه نظافت هیجانی کل خانه را داریم. گاهی هم یک کارهیجانی مثل گردگیری یا تمیز کردن توالت داریم. درست مثل یک طلسم عمل می کند که تاثیر بسیار خوبی در مدت زمان کمی دارد.
تنها یک تمیز کردن هیجانی ده دقیقه ای، یک روز را از آشفتگی دور نگه می دارد.
4- نظافت شبانگاهی آشپزخانه: هرشب اغلب بدون هیچ استثنایی ما آشپزخانه را تمیز می کنیم، تمام ظرف‌هایی که در طول روز جمع شده را در ظرفشویی قرار می دهیم، کانتر را تمیز می‌کنیم و سینک را می شوییم. هیچ چیزی مثل اینکه صبح زود درحالی ازخواب بیدار شوی که می‌دانی آشپزخانه تمیزشده و کمتر احساس غافلگیری کنی، عالی نیست.
اگر من این کارهای پایه ی معمول را انجام بدهم، اکثر اوقات خانه ام به اندازه کافی تمیز می ماند.
ادامه دادن این موارد باعث می شود که من کمتر توسط چیزهایی که باید انجام شوند، غافلگیر شوم. وقتی که خانه ی من توسط این موارد روزانه نگهداری شود، به راحتی می توان کارهای دیگری را به آن اضافه کرد و سپس همه چیز سازماندهی شده و درخشان به نظر می رسد. اما اگر من از کارهای معمول روزانه ام غافل شوم، خانه ام به سرعت به مارپیچی بدون کنترل تبدیل می‌شود. خانه ی من به هیچ وجه کامل نیست اما من از آن راضی هستم! خانه ام به اندازه ی کافی تمیز است! من از اصل های درست و تلاش خودم نهایت استفاده را می برم! هیچ لیست و نمودار پیچیده ای از کارهای روزانه وجود ندارد! من قول می دهم که این چهار اصل کلیدی برای نظافت روزانه منزل شما کافی باشد.